تبلیغات
SKY - داستان کوتاه شماره ۰۶۰
 
SKY
ـــــهــــفــــــتـــــــآــــــســـــــمـــــوـــــنــــــ ــــــآــــــبـــی
درباره وبلاگ


ـــــهــــفــــــتـــــــآــــــســـــــمـــــوـــــنــــــ ــــــآــــــبـــی

مدیر وبلاگ : گروه وبلاگ نویسان هفت آسمون 7BLUE SKY
نظرسنجی
دوست دارید بیشتر به چه مطالبی پرداخته بشه ؟









ملانصرالدین و ماجرای دیگ!!!! :)


ملا نصرالدین از همسایه‌اش دیگی را قرض گرفت. چند روز بعد دیگ را به همراه دیگی کوچک به او پس داد. وقتی همسایه قصه دیگ اضافی را پرسید ملا گفت: «دیگ شما در خانه ما وضع حمل کرد.»

چند روز بعد، ملا دوباره برای قرض گرفتن دیگ به سراغ همسایه رفت و همسایه خوش خیال این بار دیگی بزرگتر به ملا داد به این امید که دیگچه بزرگتری نصیبش شود.

تا مدتی از ملا نصرالدین خبری نشد. همسایه به در خانه ملا رفت و سراغ دیگ خود را گرفت. ملا گفت: «دیگ شما در خانه ما فوت کرد.»

همسایه گفت: «مگر دیگ هم می‌میرد» و جواب شنید: «چرا روزی که گفتم دیگ تو زاییده نگفتی که دیگ نمی‌زاید. دیگی که میزاید حتما فوت هم میکند !!





نوع مطلب : داستان کوتاه ، 
برچسب ها : دیگ، ملانصرالدین، زاییدن، همسایه، ملانصرالدین و دیگ، دیگچه، Dig،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 11 تیر 1396 10:39 ب.ظ
These are genuinely great ideas in on the topic of blogging.
You have touched some fastidious factors here. Any way keep up wrinting.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • آخرین بروز رسانی :