تبلیغات
SKY - داستان کوتاه شماره ۰۲۶
 
SKY
ـــــهــــفــــــتـــــــآــــــســـــــمـــــوـــــنــــــ ــــــآــــــبـــی
درباره وبلاگ


ـــــهــــفــــــتـــــــآــــــســـــــمـــــوـــــنــــــ ــــــآــــــبـــی

مدیر وبلاگ : گروه وبلاگ نویسان هفت آسمون 7BLUE SKY
نظرسنجی
دوست دارید بیشتر به چه مطالبی پرداخته بشه ؟









# مرد ثروتمند و بازرگان

یك بازرگان موفق و ثروتمند ،از یك ماهی گیر شاد كه در روستایی در مكزیك زندگی می كرد و هرروز تعدادكمی ماهی صید می كرد و می فروخت پرسید : "چقدر طول می كشد تا چند تا ماهی بگیری؟"

ماهی گیر پاسخ داد: : "مدت خیلی كمی" بازرگان گفت : "چرا وقت بیشتری نمی گذاری تا تعداد بیشتری ماهی صید كنی؟" پاسخ شنید: "چون همین تعداد برای سیر كردن خانواده ام كافی است.

" بازرگان متعجب پرسید : "پس بقیه وقتت را چیكار می كنی؟"

ماهی گیر جواب داد: "با بچه هایم گپ می زنم . با آن ها بازی می كنم. با دوستانم گیتار می زنم." بازرگان به او گفت : "اگر تعداد بیشتری ماهی بگیری می توانی با پولش قایق بزرگتری بخری و با درآمد آن قایق های دیگری خریداری كنی آن وقت تعداد زیادی قایق برای ماهیگیری خواهی داشت. بعد شركتی تاسیس می كنی و این دهكده كوچك را ترك می كنی و به مكزیكوسیتی می روی و بعدها به نیویورك وبه مرور آدم مهمی می شوی." ماهی گیر پرسید : "این كار چه مدتی طول می كشد؟"

بازرگان گفت: " حدودا بیست سال" و ادامه داد: "در یك موقعیت مناسب سهام شركتت را به قیمت بالا میفروشی و این كار میلیون ها دلار نصیبت می كند." ماهی گیر پرسید : "بعد چه اتفاقی می افتد؟"

بازرگان حواب داد : "بعد زمان بازنشستگیت فرا می رسد. به یك دهكده ی ساحلی می روی. برای تفریح ماهی گیری می كنی.

زمان بیشتری با همسر و خانواده ات می گذرانی و با دوستانت گیتار می زنی و خوش میگذرانی." ماهی گیر با تعجب به بازرگان نگاه كرد.

اما آیا بازرگان معنای نگاه ماهی گیر را فهید؟؟؟http://7bluesky.mihanblog.com







نوع مطلب : داستان کوتاه ، 
برچسب ها : ماهیگیر، گیتار، بازرگان، بازرگانی، ماهیگیر و بازرگان، Bazargani،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • آخرین بروز رسانی :